سی ثانیه با نهج البلاغه

سی ثانیه با نهجالبلاغه
رهبر_شهید (ره): «به نهجالبلاغه اهمّیّت بدهیم و عمل بکنیم» (بعد از اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴)
بخشی از خطبه «۱۹۲»:
«اکنون از سرنوشت فرزندانِ اسماعیل، اسحاق و یعقوب درس عبرت بگیرند. چقدر احوالِ امّتها یکسان و سرنوشتها، شبیه یکدیگر است. در احوالاتِ آنها در زمانی که گرفتار تفرقه و پراکندگى بودند، بیندیشید. آن زمان که کَسراها و قیصرها، بر آنها حکومت میکردند، و آنها را از محیطهایِ سرسبز و خرّم دور کردند، و به صحراهاى کم گیاه، و بى آب و علف، محل وزش بادها، و سرزمین هایى که زندگى در آنجاها سخت بود، تبعید کردند. آنها را به صورت گروهی در حالت فقر و بیچارگی، همنشینِ شترها قرار دادند. آنها را ذلیلترین امت از نظر محل سکونت قرار دادند و در بیحاصلترین زمینها ساکن کردند. نه در پناه کسى بودند که از حمایت او کمک بگیرند، و نه در سایه اُلفَت و اتحادى قرار داشتند که بر عزتِ آن اُلفَت و اتحاد، تکیه کنند. وضع آنها ناآرام، قدرتهایشان پراکنده، و جمعیّتِ انبوهشان متفرق شد. در بلایى شدید و جهلى فراگیر فرو رفتند؛ دخترها زنده به گور شدند، بتها مورد پرستش قرار گرفت، رَحِمها و جنگها قطع شد، و غارتهای پیدرپی ایجاد شد؛ که همهی اینها، از آثار آن دوران بود.
اکنون به نعمتهای بزرگى که خداوند هنگام بعثت پیامبر (ص) به آنها ارزانى داشت، بنگرید؛ که در سایه دین اسلام، آنها را مطیع فرمانِ خود ساخت و با دعوتش، آنان را متحد کرد. (بنگرید) چگونه نعمتِ (الهى) پَر و بالِ کرامتِ خود را بر آنها گسترد و نهرهاىِ موهبتهایِ خود را به سوى آنها جارى ساخت، آیین حقّ با همهی برکاتش، آنان را دربرگرفت، تا آنجا که در میان نعمتهای دین اسلام، غرق و در زندگى خرّمش، شادمان شدند. امور اجتماعى آنان در سایهی قدرت حکومت اسلام، استوار شد و در پرتو عزّتى پایدار، آرام گرفتند و به حکومتى پایدار رسیدند. آنگاه آنان، حاکم و زمامدارِ جهان شدند و سلاطین روى زمین گردیدند و فرمانرواى کسانى شدند که در گذشته حاکم و بالاسریِ آنها بودند، و قوانین الهى را بر کسانى اجراء مى کردند که خودشان (در گذشته) مُجریِ احکام بودند، و در گذشته، کسى قدرت درهم شکستنِ نیروى آنان را نداشت، و هیچ کس خیال مبارزه با آنان را در سر نمى پروراند (قدرتشان ثابت و نیروهایشان شکست ناپذیر بود)»



